1- فسيلهاى اندامى
2- فسيلهاى اثري
منظور از فسيلهاى اندامى بقاياى حقيقى موجودات زنده مى باشند که در حالات
بسيار مساعد شکل آنها با شکل موجود زنده اصلى اوليه کاملا تطبيق مى کند و
تغيير زيادى در آن صورت نگرفته است . اما فسيلهاى اثرى علائم غير مستقيم
حيات هستند که توسط موجودات بر جاى گذاشته شده اند . جاى پاهاى دايناسور ،
اثر نقب زدن کرمها ، اثرات ناشى از خزيدن تريلوبيت ها و ساير شواهد فرايندهاى حيات همچون فضولات و مدفوعات که بصورت فسيل در آمده اند همگى جزء فسيلهاى اثرى محسوب مى گردند .
حال اين سوال مطرح مى شود چه فسيل هايى را با ارزش مى خوانيم ؟ در جواب بايد گفت فسيل هاى راهنما (Index Fossils). آن دسته از فسيل ها به اين نام خوانده مى شوند که :
1- شناسايي آنها آسان است.
2- بسيار فراوانند.
3- داراى عمر کوتاه بوده اند.
کاربرد علم فسيل شناسى
در ادامه به طور خلاصه به کاربرد علم فسيل شناسى در گرايشهاى مختلف زمين شناسى مى پردازيم.
1- فسيل شناسى و ژئوشيمى
2- فسيل ها و ستون استاندارد زمين شناسى
3- فسيل ها و زمين شناسى ساختمانى
4-فسيل شناسى و تکتونيک صفحه اى
5- فسيل شناسى پالئواکولوژى
6- فسيل شناسى پالئوبيوژئوگرافى
نام گذارى فسيلها
توصيف موجودات زنده و يا فسيل از زمان Linne (لينه سوئدى) با يک سيستم نام گذارى دو گانه معمول شد. بدين معنى که هر موجود زنده يا فسيل داراى دو نام است : اسم جنس و اسم گونه
Pachyteeichisma Caylicianensis Linne , 1798 (1 اسم جنس که حرف اول آن با حروف بزرگ نوشته مى شود.
2) اسم گونه که با حروف کوچک نوشته مى شود.
3) اسم کاشف و توصيف کننده آن.
4) سال کشف و انتشار نمونه.
1)گونه
: عبارت است از توالى و تسلسل گروه هايى از جمعيت هاى طبيعى که افراد آن
گروه ها بالفعل يا بالقوه قادر به توليد مثل با هم بودهع و از نظر زاد و
ولد در شرايط امروزى از تمام گروههاى مشابه جدا هستند، يعنى قابليت توليد
مثل آنها را ندارد.
واحد هاى رده بندى بزرگتر از گونه :
2)جنس : در حقيقت واقعيت طبيعى ندارد و اين واحد رده بندى کاملا قراردادى و مصنوعى است. تنها کار آن اين نيست که گونه هايى را که با هم قرابت و خويشاوندى آشکار دارند در يک دسته قرار دهد که اين امر مساله نام گذارى را آسان مى سازد.
